سيد جعفر سجادى

1035

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )

جلوه نكنى كفر ز ايشان نبرى . ( از عده ج 4 ص 27 ) و مراد از شب ديجور ، مرتبت واحديت است . انصارى گويد : پاكى و بىعيبى خداى را كه روشنائى روز از شب ديجور بر آورد و تاريكى شب ديجور از روشنائى روز پديد كرد . از اين عجيب تر كه روشنائى دانائى در نقطهء خون سياه دل نهاد ، و روشنائى بينائى در نقطهء سياهى چشم نهاد تا بدانى كه قادر با كمال ، بخشنده با فضل و افضال اين روز روشن نشان عهد دلست ، و آن شب تاريك مثال روزگار محنت : اى كسانى كه اندر روشنائى روز ، دولت آرام داريد ، ايمن مباشيد كه تاريكى شب محنت بر اثر است . همين است احوال ، گهى شب قبض و گاه روز بسط ، اندر شب قبض هيبت و دهشت و با روز ، انس و رحمت و در حال قبض بنده را همه زاريدن است و خواهش از دل ريش ، در حال بسط همه نازيدن است . پير طريقت گفت : گر زارم در تو زاريدن خوش است ، الهى ، شاد بدانم كه بر درگاه تو مىزارم بر اميد آنكه روزى در ميدان فضل به تو بازم ، يك قطره در من نگرى و دو گيتى به آب اندازم . سيلى بايد كه هر دو عالم ببرد * تا نيز كسى غمان عالم نخورد . آن سيل مهر بر نهاد آب و خاك گمارند تا نه از آب نشان ماند و نه از خاك خبر . و مراد از روز روشن نيز كثرت تعينات است . چه ميگويم كه هست اين نكته باريك * شب روشن ميان روز تاريك . تاريكى شب اشارت است بظلمت ممكنات از جهت آنكه ظل‌اند و نمودار تكثرات و تجليات حق ، همچنانكه در روز متكثرات ظاهر ميشوند ، لكن شب است نسبت بنور ذات كه آفتاب حقيقى است و اين روز سايهء آن شب است كه آفتاب وجود حق است . ( عده ج ص 212 - از گلشن ص 21 ) شَبان - اين اصطلاح نجومى است رجوع به راعى شود . شَبِ بار - ( اصطلاح عرفانى ) شب بار نهايت انوار را گويند كه سواد اعظم است . شَبِ بَرات - ( گاه‌شمارى ) ظاهرا شب پانزدهم از ماه شعبان بود . شَبِ قَدر - شب قدر بقاى سالك را گويند كه در عين استهلاك بود بوجود حق تعالى و شبى را گويند كه در سال در ميان شبها گمست و در آن شب قرآن بر حضرت رسول نازل شد به حكم إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ - الْقَدْرِ . حافظ گويد : شب قدرست و طى شد نامهء هجر * سلام فيه حتى مطلع الفجر دلا در عاشقى ثابت قدم باش * كه در اين ره نباشد كار بىاجر دلم رفت و نديدم روى دلدار * فغان از اين تطاول آه از اين زجر حافظ گويد : آن شب قدرى كه گويند اهل خلوت امشب است * يا رب اين تأثير دولت در كدامين كوكبست مولوى گويد :